یک، دو، سه، صدا میاد؟؟؟؟

 

بعد از یک روز سخت کاری، هیچی بدتر از این نیست که بیای سراغ وبلاگت و ببینی سرجاش نیست، اولش فکر میکردم شوخیه، یا مشکلات همیشگی پرشین بلاگه، یا مشکل از اینترنته، یا هرچیزی غیر از واقعی بودن اینکه "وبلاگم دیگه نیست

راستش تا همین بعد از ظهر هم از گفتن، یا فکر کردن به اینکه "وبلاگم دیگه نیست" خیلی غمگین میشدم، حتی دیشب به خاطرش گریه هم کردم، وقتی رمز عبورم رو وارد کردم و با پیام نا امید کننده "در فهرست وبلاگ های شما وبلاگی وجود ندارد" مواجه شدم، فقط چندباری پلک زدم و با دهان باز خیره شدم به پیام و فقط توی مغزم یک سوال وجود داشت که چرااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مثل این بود که خسته از سر کار برگردی و همزمان با اینکه کلید رو می چرخونی توی در فکر کنی الان میری و یه چای گرم برای خودت آماده می کنی و ولو میشی و استراحت می کنی و . .  . ولی همین که در باز میشه، می بینی که از خونه ات فقط چهار تا دیوارش مونده، نه اجاق گازی، نه سماوری، نه حتی مبلی که بتونی توش ولو بشی. طبیعی بود باور نکنم که وبلاگم با اون همه پست و کامنت و مطلب غیب شده، الان هم از اینکه یادم نمیاد تعداد پست ها و کامنت هام چقدر بوده، از خودم ناراحتم، احساس می کنم بهش بی توجه بودم. خب شایدم بودم که الان دیگه سرجاش نیست. 

به هرحال، وبلاگ نازنینم مسدود شده و واقعیت اینه که من هیچ بک آپی ازش ندارم، لحظه های دو خطی ام، و شاید شعرهام، داستانک هام، سفر نامه هام، همه رو به یک باره از دست دادم. از این بابت واقعا دلخورم و قلبم فشرده میشه، اما کسی چه میدونه شاید زندگیم بازم پر باشه از لحظه های دو خطی، یا شاید بازم بتونم داستانک بنویسم، یا سفرهایی بروم که دلم بخواد با آب و تاب ازش تعریف کنم.

حالا یک عدد ژولیت "دوباره" از نو شروع کرده، هستم. گرچه اینجا کمی برام غریبه است، و حتی مرددم که اصلا دلم میخواد بازم وبلاگی داشته باشم یا نه، و اگر قراره داشته باشم، درسته که از همین سرویس نا مطمئن ایرانی استفاده کنم؟

در هر صورت فعلا اینجام و دلم می خواست یک نفر می تونست حداقل چند تا پستی که از جونم نوشته بودم رو بهم برگردونه. 

 

/ 13 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Miss.Autumn

من نمیفهمم چرا وبلاگت رو اونجوری کردن. آخه چی توش دیده بودن احمق ها.. خیلی حسه بدیه. اون خونه ی خالی.. آره یه همچین چیزی بود. :|

*ناتالی

جولی وبلاگ مسدود کردنشونم شده مثل گشت ارشاداشون. دیدی اونایی رو که خیلی معمولین میگیرن![عینک]

رویا

آرررره ژژژووولیت دیروز دیدم .. چرا واقعا؟!!!!! وااای چقدر بد ![ناراحت]اما ناراحت از اول شروع میکی .. دوباره ..

جوونو

چرا جولی؟:( ینی هیچجا نیس که بهش وصل بشه شد و پس گرفت وبلاگُ؟:( دلم گرفت:(اما خوشحالم که هستی بازم:***

سارا

پرشین خیلی خره.حیف اونهمه...

پویا

به دنبال ردی از بوسه اش تمام مُهرهای مسجد را بوسیدم!

نازی

دیدم منم))): حیییف[وحشتناک] مرسی ایمیل زدی بهم[قلب]

مه تا

واییییییی پیدات کردم دوباره آخیشش ولی کاش بشه بازم برگردوندش [بغل]

ADRIAN

سلام ، عزیزجان این دیگه تقصیر خودته. آنچه توی صفحه ات برات اهمیت داره باید توی یک پرونده جداگانه کپی و ضبط کنی ، حد اقل مطالب و آدرس ها برات باقی میمونه. من توی خیلی از صفحه های ایرانی صفحه درست کردم و اوایل بدون هیچ هشداری صفحه یهو حذف میشد؟؟؟ یک پرونده درست کردم به اسم صفحات وب ایران و هر کنش یا واکنشی رو بلافاصله توش ضبط میکردم. اونجا یکعده نشستن و از مطلبی که خوششون نمیاد تمام صفحه رو بلوکه و حذف میکنن. هیچ کاری هم نمیشه کرد مخصوصاً برای من که تو ایران نیستم. حالا تو هم مطالبی رو که مینویسی و پاسخ هائی که برات میاد توی یک پرونده جداگانه کپی و ظبط کن که اگر یهو غیبش زد حداقل مطالبت هست وبا ایجاد یک صفحه دیگه میتونی به آنها مراجعه و استناد کنی. این صفحه من الان ایکسمین صفحه است یه شعر یا مطلبی مینویسم و این پرفسور های سانسورچی از مطلب بعلت سواد فوق العاده شون سردرنمیارن اونوقت تمام صفحه رو حذف میکنند. زنده باد اسلام و پاینده باد جمهوری اسلام سه تا صلوات هم بسلامتی امام زمان محکم بفرست. والسلام علی من التبع الهدی

گیســو

عزیزمممممم پیدا شدیییی [قلب]