تحمل نداره نباشی

 

مرتضی جان پاشایی

تو را هرگز ندیده بودم، اما وقتی خبر رفتنت را شنیدم، به پهنای صورت اشک ریختم، گویی تو عضوی از خانواده ام بوده ای، شاید هم بودی و خودت خبر نداشتی، چرا که صدای تو موزیک متن خیلی از شادمانه ها و عاشقانه ها و غمگنانه های زندگی ام بوده است.

رنج و دردی که تو از آن رها شدی، بی شک تا مدت ها در دل دوستدارانت چنگ خواهد انداخت، تو را به خدای خوبی ها می سپارم، باشد که روحت شاد و فارغ از درد بیارامد.

/ 6 نظر / 7 بازدید
ارزو

آقای شکیبایی، هوایش را داشته باشید. پسر خیلی خوبی است[ناراحت]

مه تا

ژولیت [ناراحت]

پرستو پ

"زخم را که بنویسی دهان باز می کند" مرسی که اومدی

کافه چی

خدا رحمتش کنه...... جاش تو بغل گرم خدا

سحر

چقدر خوب نوشتی، من از جمعه همش بغض دارم ولی هرکار کردم نتونستم بنویسم. خیلی حیف شد خیلی :(