پیش میاد دیگه :)))

 

از خودم تشکر می کنم که تا دیروز کلیدم رو، پشت در واحد خودمون جا می گذاشتم، و امروز خیلی شیک و در کمال آرامش، کلید رو پشت در اصلی ساختمون جا گذاشتم و وارد حیاط شدم. 

قدیما انقدرا هم حواس پرت نبودم، نهایتش این بود که خونه رو رد می کردم و تا اون سر کوچه می رفتم و برمیگشتم. متفکر 

/ 5 نظر / 21 بازدید
*ناتالی

جولی این دختره ی هدرت چقدر خودِ حودتی[ماچ]

یاس

من تقریبا میشه گفت حواسم به همه چی هست . کمتر پیش میاد چیزی رو فراموش کنم اما گاهی هم پیش اومده که حواس پرتی گرفتم . یکی از همکارام با اتومبیلش رفته بود جائی . بعد مجبور میشه با آژانس بره یه جای دیگه . با همون آژانس هم برمیگرده خونه . فکر کن ژولیت ! فردای اون روز هر چی دنبال اتومبیلش میگرده میبینه نیست . بعد از کلی فکر کردن یادش میفته که کجا جا گذاشته ماشینو !!!! فاجعه س واقعا !!!

جوونو

جای شکرش باقیه کلیدُ پشت دروازه جا نذاشتیُ وارد "کوچه" نشدی... :)))

طناز

سلام من گه گداری وبلاگتو میخوندم ولی حالا که دارم این پست هات رو میخونم میخوام نظرمو راجع به بعضیهاشون بدم خییییییییییییییلی باحال بود اینکارت که خونه رو رد میکردی و تاسرکوچه میرفتی حسابی خندیدم چون واسه خودم هرگز پیش نیومده خلی جالب بود