خانه ابدی

 

دو جا هست که وقتی آدم گذرش میفته اونجا، یادش میاد که باید بیشتر قدر داشته هاش رو بدونه، باید بیشتر چشمهاشو به روی نعمت هایی که داره باز کنه، باید بیشتر بگه "خدایا شکرت" که سلامت هستم و عزیزانم کنارم هستند. من همیشه از رفتن به این دو جا طفره میرم، ولی خب یه وقتایی دیگه نمیشه کاریش کرد، باید رفت و با یه دل گرفته و تاریک برگشت. این دو جا که دعا می کنم هیچوقت گذرتون بهش نیفته، یکیش بیمارستانه و اون یکی بهشت زهرا.

میگن مرگ حقِ!!!

اما به نظر من، تا وقتی اینهمه آدم ظالم و فاسد در سرتاسر دنیا داره نفس میکشه،  مرگ حق بابا، مامان های مهربون و جوون نیست. مرگ حق بچه ها نیست، مرگ حق آدم هایی که بلدند زندگی کنند نیست. 

میگن خاک سردِ!!!

اما به نظر من، هیچ خاک سردی نمیتونه غلبه کنه به گرمای قلب دختری که حتی سر مزار پدرش به خدا شکایت نمیکنه، که بی پدر شدن خیلی براش زود بوده.

هیچ خاک سردی نمیتونه داغ دل یه زن جووون رو کم کنه، زنی که حتی سر مزار همسرش خدا رو "خدای مهربون من" صدا میکنه. 

هیچ خاک سردی نمیتونه آتش دل یه پسر بچه رو که یهو قراره بشه مرد یه خانواده خاموش کنه. 

متاسفانه هفته گذشته یکی از عزیزان ما بعد از هفت سال بیماری، به رحمت خدا رفت. تقریبا بعد از دو سال بود که میرفتم بهشت زهرا، و فقط خدا میدونه تا کی قراره توی افسردگی بعدش باقی بمونم. هفته پیش که برای تشییع رفته بودیم، اون قطعه تقریبا خالی بود، ولی امروز دیگه یک قبر خالی هم نبود.  مثل یک شهرک نوساز ظرف یک هفته همه واحد ها پر شده بود، حالا دیگه همه به فکر سنگ و شعر و زینت بخشیدن به خونه های مرده هاشون بودند. خیلی عجیبه که تا وقتی زنده ای حتی اگر صد سالت هم شده باشه، همه به اسم صدات میزنن، ولی همین که بمیری ظرف یک صدم ثانیه اسمت میشه جنازه. تا وقتی زنده ای خونه ای داری که حتما توی خیابون، میدون یا کوچه است، ولی همین که بمیری آدرست میشه قطعه و ردیف و شماره. دیگه مشخصه هات قد و قامت بلند بالا و تیپ و قیافه و ظاهرت نیست. اما اگه آدم خوبی بوده باشی، با رفتنت داغ ناتمامی رو تو دل همه حک میکنی و همه ازت به نیکی یاد میکنن. 

باشد که خداوند همه رفتگان را رحمت و به بازماندگان صبر عنایت فرماید

 

* بخاطر متن آشفته و درهم و برهم معذرت میخوام، میدونم مجبور به نوشتن نبودم، ولی به دلایلی دلم میخواست که ازش یاد کنم، ببخشید که شما رو هم ناراحت کردم. 

/ 13 نظر / 64 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

بابت اتفاقی که افتاده تسلیت میگم ژولیت :(

سارا

ژولیت اینجوری نگو.تو باید از حرفات بگی.همون جوری که من میگم و تو همیشه میای حرفای خوب بذام میزنی :-***

دِلا

واقعا سخته از دست دادنِ عزیزی. تسلیت میگم. مرگ درست لحظه ای سراغِ آدم ها میاد که شاید بیشتر از همیشه امیدوار بودن به این زندگی.

عسل

خدا رحمتشون کنه :(((

سین

[ناراحت]

یک دل

خدا رحمتشون کنه. این هم جزیی از زندگیه.

یاس

ژولی جون خوبی ؟ چرا نیستی تو ؟ ??

ولاا

واااا عزیزم آماده کن خودتو واسه مرگ....

zahra

عزیزم چقدر وب قشنگ و پرمحتوا یی داری از قلمت خیلی خوشم اومد.....بعضی وب ها اینقدر قشنگن که آدم دوست داره از اول مطالعشون کنه .... این آپ ت من رو برد به بهشت زهرا ولی خاک بیشتر از سردی تنهایی می باره وقتی میرم فقط وجودم پر تنهایی می شه لبریز درد