یه دوست دارم که دوست داره با دوست تو دوست بشه

 

تقریبا خیلی زود به زود، اتفاقاتی برام میفته که بیشتر و بیشتر به کوچیکی این دنیای به ظاهر بزرگ پی میبرم، و چشمام از تعجب گرد میشه. اون قدیم قدیما که بیشتر به خانوم ر سر میزدم (البته از روی کنجکاوی) خب تقریبا دوستاشو دیگه میشناختم، الان خیلی اتفاقی از توی وبلاگهای به روز شده، متوجه شدم که یکی از دوستهای اون روزهاش (که حدس میزنم هنوزم با هم دوست هستند) دوست یکی از دوستهای نزدیک و دوست داشتنی خودمم هست. حالا نه که این مسئله مهم باشه ها، نه، فقط برام خیلی عجیبه که اینروزها مدام دنیا برام کوچیکتر و کوچیکتر میشه، همین که سرمو برمیگردونم، یکی رو از یه دنیای دیگه تو دنیای خودم میبینم. 

/ 2 نظر / 47 بازدید
یاس

بعععله ! و اینجاست که واقعا مصداق دنیا کوچیکه صدق میکنه . منم چندین و چند بار دقیقا در جایی که انتظارش رو نداشتم چنین حسی رو تجربه کردم .

سارا

برای منم ازین اتفاقای عجیب میفته...یه جوری به ادم ها وصل میشم که احساس میکنم این احتمال میتونست یک در هزار باشه و اتفاقا همون یک هستم توی هزار