مردی برای تمام فصول

 

تا حالا پیش نیومده بود، برم توی غرفه و محصولاتمون رو تبلیغ کنم. اما امروز برای این کار انتخاب شده بودم و تا فردا هم ادامه داره. تمام مدت هم یاد این عطری ها می افتادم که توی پاساژ ها هی میگن خانوم محترم لطفا تشریف بیارید.... حالا بگذریم که کار سخت و خسته کننده ای بود برای من، بخصوص اینکه تنها بودم و حوصله ام سر میرفت و خوابم میگرفت. اما بعد از یه همچین روز کاری، بعد از مدت ها رفتیم یه تئاتر خوب دیدیم و خیلی لذت بردیم. از همین جا بازم از همونی که همیشه به فکرمه و سورپرایزهای خوب تدارک میبینه تشکر میکنم زبانقلب

/ 2 نظر / 8 بازدید
یاس

دارم کتاب رو میخونم.کتاب جالبیه.مچکرم ژولی. فعلا صفحات اولم.نتیجه ش رو بهت میگم.همیشه دوس داشتم مهماندار هواپیما بشم ینی خودم رو اونجوری فرض مبکردم اما هیچوقت نشد.من میگم حتما حکمتی داشته. راستی خسته نباشی.نمایشگاه داشتین؟

طاها

سلام چه سورپرایز خوبی...این تئاتر رو ندیدم اما اینطور که مشخصه کار خوبی شده سلامت و شاد باشید