شاید چیزی از این دستگیرتون نشه!!!

 

پوریا اسم یکی از همکارام بود. پسر خوش تیپ و خوش قیافه ای بود و از هر چی مهم تر، بچه سالمی بود، نامزد داشت و هر دوشون عشق ادامه تحصیل بودند. هر دو فوق لیسانس داشتند ولی بازم میخواستن که ادامه بدن. آخر سر هم با نامزدش بورسیه گرفتن و رفتن کانادا برای رسیدن به هدف خودشون. تا وقتی که پوریا پیش ما بود، به غیر از یه نفر، با بقیه روابط دوستانه ای داشت، با همه رفیق بود و هر کاری از دستش برمیومد برای بچه ها میکرد، و البته این رفاقت دو طرفه بود. روزی که داشت خدافظی میکرد، روز غمگینی بود، با بغض و گریه پشت باجه رو ترک کرد و راستش رفتنش برای همه ما سخت تر از اونی بود که فکر میکردیم. 

وقتی اینجا بود، یه باری من تونستم با کمک مه یه کاری براش انجام بدم، که در واقع برای اون مشکل بزرگی به حساب میومد. فکر میکنم بعد از این کمک ما به هم نزدیک تر شدیم توی عالم همکاری و یادمه که همیشه خودش و نامزدش ازم تشکر میکردن که تونستم اون مشکل رو حل کنم. الان یک سالی میشه که رفته، گاهی صفحه فیس بوکش رو به روز میکنه و چند تا عکس از خودش میذاره، و از کار و درس و زندگی اش تعریف مختصری می کنه. چند وقت پیش توی وایبر برام پیام گذاشته بود و با این فرض که کمتر به فیس بوک سر میزنه، منو به گروپ خودشون دعوت کرده بود. گرچه توی وایبر هم کما بیش غایبه، هم خودش، هم نامزدش که البته الان دیگه زنش شده. 

حالا همه اینا رو گفتم که بگم، من یه همکاری داشتم که پسر خوبی بود، و تقریبا جدا از همکاری میشه گفت که دوستان خوبی برای همدیگه بودیم، وقتی که رفت دلم براش تنگ شد و تا یکی دو ماه بعد از رفتنش گه گاهی به پیجش سرک می کشیدم که ببینم خبری از خودشون گذاشتن یا نه، تا اینکه یه روز خودش توی وایبر پیشنهاد داد که از طریق این شبکه اجتماعی شاید بتونیم بیشتر از هم با خبر باشیم. خب، گه گاهی هم از همدیگه خبر میگیریم، یکی دو باری هم با نامزدش چت کردم و کلی برای هم انرژی های خوب خوب فرستادیم. پوریا برای من یک همکار و دوست خوب بود و هست، و با اینکه الان دورترین فاصله ها هم به لطف تکنولوژی، میتونه آدمها رو به سرعت به هم نزدیک کنه، اما من نمیدونم چرا هیچ کدوم از ما تمایلی به ایجاد یک رابطه شخصی تر و ارسال پیام های شخصی و یا فرستادن عکس های یواشکی برای همدیگه نداریم. 

 

/ 6 نظر / 8 بازدید
ورون

بعله منم الان شبیه علامت سوالم!

آفرودیت

چون هر دوتا تون آدمای سالم و نرمالی هستین،چرا تعجب آوره؟چون الان آدمای نرمال در اقلیت ترین وضعیت ممکن هستن [گل]

ارزو

خب چون شما در سلامتی کامل به سر میبرید[نیشخند]

ارزو

همیشه هرچیزی که فرهنگه درست نیست[لبخند]

سیمین

چرا مایه ی تعجبه براتون؟؟ چرا خانمهایی که ازدواج نکردن تمایل شدیدی به برقراری رابطه شخصی تر و ارسال پیام های شخصی و یا فرستادن عکس های یواشکی برای آقایون متاهل دارن؟؟ واقعا چرا؟؟ والا توی ایران این چیزا هست،وگرنه جاهای دیگه غیراز آدمای مریض، بقیه برای روابط یک زوج مخصوصا اگه ازدواج کرده باشند خیلی احترام قائلند و حتی فکر برقراری رابطه شخصی تر با جنس مخالفشون توی اون رابطه رو هم نمی کنند.کاش بعضی تفکرات روشنفکری محسوب نمیشد و اسم واقعیش رو روش می گذاشتند!!!

سیمین

بله بعد از برقراری رابطه که تقصیر هردو ست،البته به نظرمن تقصیر مرد متاهل هم بیشتر،چون اون باید برای رابطه ای که توش هست احترام قائل باشه. نوشته تون خیلی هم گنگ و پیچیده نبود که چیزی از این دستگیرمون نشه. وقتی ابراز تعجب کردین از نداشتن تمایل برای ایجاد یک رابطه شخصی تر و ارسال پیام های شخصی و یا فرستادن عکس های یواشکی